تست کامل ادرار














سانتريفوژ نمودن يکي از روشهاي جدا سازي است که در آن با استفاده از نيروي گريز از مرکز، قسمتهاي سبکتر يک محلول ، مخلوط ويا سوسپانسيون ، از قسمتهاي سنگينترآن جدا ميشود .
به طور مثال: براي جداسازي سرم از لخته (دور سانتريفيوژ RPM 2000) ب
راي تهيه رسوب ادرار (RPM 2000-1500)ا
نواع سانتريفوژ : سانتريفوژ هاي شناور ((Horizontal- head /Swinging- bucket و سانتريفوژ هاي زاويه ثابت ، انواعي از سانتريفوژ هستند که بيشتر در آزمايشگاههاي تشخيص طبي استفاده ميشوند . در سانتريفوژ هاي شناور، لوله ها در حالت توقف وضعيت عمودي و در حال حرکت وضعيت افقي دارند. رسوب به صورت صاف در ته لوله قرار مي گيرد.
در سانتريفوژهاي زاويه ثابت (fixed angle bucket) ، لوله ها در همه حال داراي زاويه ثابت نسبت به محور سانتريفوژ ميباشند. سرعت اين نوع سانتريفوژ ، ميتواند نسبت به مورد قبلي بيشترباشد ولي در زمان چرخش بعلت مقاومت به هوا ، درون آن گرماي بيشتري ايجاد شده و دما بالا ميرود,در انواع ثابت رسوب ته نشين شده در كنار ونزديك به ته لوله تشكيل مي شود, رسوب با لوله زاويه اي نزديك به زاويه خود سانتريفيوژ مي سازد.
انتخاب سانتريفوژ در آزمايشگاه بايد با توجه به نوع مصرف ( مانند سرعت مورد نياز، حداکثر دمای قابل قبول و...) و نيز مختصات فني مندرج در کاتالوگ دستگاه صورت گيرد. طبقه بندي سانتريفيوژ بر اساس دور: 1) با دور پائين: براي كارهاي معمولي در آزمايشگاه كه حداكثر دور آن 4000-3500 است. 2) دور بالا: در ايمنواسي RPM 7000 3) اولترا سانتريفيوژ: كه در اين سانتريفيوژها از سيستمهاي خنك كننده وخلاء استفاده مي شود. نکات
مهم در استفاده از سانتريفوژ :
در کار روزانه نبايد سانتريفوژ را با درب باز به کار انداخت . ·
استفاده از لوله هاي مناسب و توصيه شده سازنده و رعايت توازن لولهها و حجم نمونهها هنگام استفاده از سانتريفوژ از نکات اساسي در استفاده صحيح سانتريفوژ ميباشد . بطور معمول وزن لوله هاي حاوي نمونه که مقابل هم قرار گرفتهاند نبايد بيش از 1% متفاوت باشند.
وزن مجموع لولههاي حاوي نمونه نبايد از وزن تعيين شده سازنده براي سرعت خاص ، تجاوز نمايد . ·
لازم است درب لولههاي حاوی خون قبل از سانتريفوژ بسته شود تا از پخش آئروسل در محيط جلوگيري گردد .
از استفاده از اپليکاتورهاي چوبي جهت خارج کردن لخته قبل از عمل سانتريفوژ به علت افزايش احتمال هموليز بايد خودداري شود .
نگهداري و کنترل کيفيت سانتريفوژ :
زغال: به مرور مصرف و ميزان آن كم مي شودو بايستي زغال تعويض گردد. تميز نگهداشتن سانتريفوژ در کاهش انتشار آلودگي ها بسيار مهم است و بايد در فواصل زماني مشخص انجام شود .
به اين دليل كه بعد از مدتي استفاده از سانتريفيوژ غبار خاكستري Gray dust داخل آن نشست مي كند بايستي داخل آن را كامل تميز كرد,
قطعات شكسته شيشه ها را جمع كردو از محلولهاي پاك كننده وضدعفوني كننده استفاده گردد.
براي کنترل کيفيت سانتريفوژ لازم است موارد زير بررسي گردد:
سرعت سانتريفوژ : ابزار سنجش سرعت سانتريفوژ، تاکومتر است .سرعت سانتريفوژ بايد حداقل هر سه ماه يکبار بررسي شده و ميزان سرعت اندازه گيري شده نبايد بيش از 5% با سرعت مورد انتظار (سرعت انتخابي هنگام کار با سانتريفوژ ) متفاوت باشد .
انواع تاكومتر: معمولي و نوري
تاكومتر معمولي: مثل خازن است ودر قسمت وسط محور وصل مي شودو درستي سرعت را مي سنجد, ولي اشكال آن نصب شدن روي محور وسط باعث سنگيني و كندي حركت سانتريفيوژ مي شود.
تاكومتر نوري: براي بررسي سرعت سانتريفوژ با تاکومتر نوري مراحل زير انجام ميشود : · قفل سانتريفوژ را در حالتي قرار دهيد که در حال باز بودن در ، چرخش انجام شود. · کاغذ مخصوص همراه تاکومتر (خاصيت بازتاب فلورسانس دارد) را نزديک مرکز محور سانتريفوژ ( نه در روي مرکز محور) بچسبانيد. اين کار باعث ميشود در هر بار چرخش ، نور يکبار از کاغذ مخصوص به تاکومتر باز تابيده شود. ·
سانتريفوژ را با دور مورد نظر تنظيم نموده و روشن کنيد. · تاکومتر را در فاصله مناسب نسبت به کاغذ نشاندار نگهداشته و آنرا روشن کنيد. · هنگاميکه عدد نمايش داده شده روي تاکومتر ثابت ماند ، آن را يادداشت نموده با سرعت انتخاب شده اوليه مقايسه نمائيد .
زمان سنج سانتريفوژ: بهتر است زمان سنج بصورت هفتگي در مقابل زمان سنج کاليبره مورد بررسي قرار گيرد. براي اين امر زمانسنج را در زمانهاي مختلف تنظيم وبا کرونومتر مقايسه کنيد . اعداد حاصله نبايد بيش از 10% با زمان مورد انتظار متفاوت باشد.
کنترل دما : برخي سانتريفوژ ها هنگام کار ايجاد حرارت زياد در محفظه داخل سانتريفوژ مينمايند و اين دما ميتواند بر کيفيت نمونه و غلظت کميت هاي آن تاثير گذار باشد لذا هنگامي که اندازهگيري کميتي مورد نظر است که به دما حساس ميباشد، بهتر است از سانتريفوژ يخچال دار استفاده شود . براي کنترل دما ،ميتوان در لوله آزمايش ، آب مقطر ريخته و دماي آنرا با ترمومتر تعيين نمود. سپس لوله در سانتريفوژ قرار گرفته و دستگاه با دور مشخص روشن ميشود . پس از مدت مقرر ، دماي آب داخل لوله مجددا اندازه گيري مي شود . دماي سانتريفوژهاي يخچال دار ميبايد هر ماه بررسي شده و ميزان دماي اندازه گيري شده نبايد بيش از 2% با دماي مورد انتظار خطا داشته باشد .
امروزه براي انجام CBC از دستگاههاي شمارشگر سلولي استفاده مي شود. اولين دستگاههاي آناليزور در خون شناسي كه بر مبناي امپدانس الكتريكي عمل مي كردند، فقط قادر به اندازه گيري چند پارامتر ساده مانند شمارش تعداد كل WBC ، RBC، PLT، Hb، Hct، MCV، MCH و MCHC بودند. يكي از پيشرفته ترين دستگاههاي شمارشگر كه تاكنون ساخته شده است دستگاه H1 مي باشد كه توسط كمپاني Technicon به بازار عرضه گرديده است. با توجه به اينكه خوشبختانه از حدود15 سال پيش اين دستگاه در بيمارستان امام رضا(ع) مشهد موجود بوده و دستگاه پيشرفته اي مي باشد كه قادر به اندازه گيري پارامترهاي متفاوتي در مورد RBC، WBC و پلاكت است كه در صورت آشنايي با آنها، تفسير CBC انجام شده توسط ساير دستگاههاي شمارشگر نيز آسان خواهد بود بنابراين بيشتر درمورد پارامترهاي تعيين شده توسط دستگاه H1 CBC توضيح داده مي شود.
دستگاه H1 دستگاهي تمام اتوماتيك است، كه قادر به اندازه گيري 33 پارامتر مختلف خوني فقط با استفاده از 100 ميكروليتر خون كامل با سرعت 80-60نمونه در ساعت مي باشد سرعت دستگاه براي نمونه هاي آزمايش كامل خون(CBC)80 نمونه در ساعت و براي نمونه هاي CBC همراه با شمارش افتراقي گلبول هاي سفيد 60 نمونه در ساعت است . دستگاه H1 داراي چهار كانال جداگانه است كه شامل كانال گلبول قرمز- پلاكت، كانال هموگلوبولين، كانال پراكسيد از و كانال بازوفيل – لوبولاريته مي باشد. اساس كار دستگاه بر مبناي فلوسيتومتري مي باشد. سلولهاي خوني در FLOW CELL با سرعت زياد يكنواخت در حركت هستند. در كانال RBC-Plt و كانال بازوفيل – لوبولاريته از نورليزر براي بررسي خواص سلولي استفاده مي شود. در كانال پراكسيد ازو هموگلوبين از يك منبع نورها لوژني تنگستن جهت آناليز استفاده مي گردد.
از آنجا كه گلبولهاي سفيد در اين دستگاه در دو كانال جداگانه(كانال پراكسيد از و كانال بازوفيل – لوبولاريته) شمارش و آناليزمي شوند
نتايج دو كانال با هم مقايسه مي گردد دستگاه براي شمارش افتراقي گلبولهاي سفيد بسيار دقيق بوده و مي تواند داراي هشدارهاي مخصوص پلاكت، لنفوسيت آتي پيك، گرانولوسيت نارس(Immature granulouyte) ، انحراف به چپ (Sift to Left)و NRB باشد.
)كانال RBC – پلاكت
الف)گلبول قرمز
در كانال RBC-Plt،گلبول قرمز از فلوسل عبور و تحت تابش اشعه ليزر قرار مي گيرد علاوه بر شمارش تعداد گلبول هاي قرمز، از پخش نور حاصل در زاويه 3-2درجه(Low angle) جهت تشخيص حجم گلبول هاي قرمز و زاويه 15-5درجه (High angle) جهت تشخيص غلظت Hb گلبول هاي قرمز استفاده مي شود. هماتوكريت در دستگاههاي شمارشگر به شكل غير مستقيم و محاسباتي از ضرب كردن تعداد RBC در MCV بدست مي آيد.
RBC)× (Hct=MCV
2- MCV :
بيانگر حجم متوسط يك گلبول قرمز است كه به طور طبيعي 80-96 فمتوليتر(fl) مي باشد. از آنجا كه در دستگاههاي شمارشگر سلولي، تعداد زيادي از گلبولهاي قرمز شمارش ميشوند ميانگين يا متوسط حجمي سلولها را به عنوان MCV گزارش مي كنند.
براي اينكه بتوانيم MCV را درست تفسير كنيم بايد تغييرات آن را در طول زندگي بدانيم. نوزادان در بدو تولد به طور طبيعي MCV معادل 104-118fl دارند. پس به طور نرمال نوزادان داراي گلبولهاي قرمز ماكروسيتيك مي باشند به موازات رشد، MCV كاهش مي يابد و در يكسالگي به كمترين مقدار خود مي رسد و ميزان آن 78±8 fl مي باشد بعد از يكسالگي MCV افزايش مي يابد تا به حد بالغين مي رسد.
با استفاده از MCV مي توان گلبولهاي قرمز را از نظر حجم در گروههاي نرموسيتيك(MCV=80-96fl)، ميكروسيتيك (MCV<80 fl) وماكروسيتيك (MCV < 96 fl) تقسيم بندي كرد كه در طبقه بندي آنمي استفاده مي شود. در صورتيكه بيمار مبتلا به آنمي بوده و گلبول هاي قرمز ميكروسيت هستند بيشتر به نفع آنمي فقر آهن، تالاسمي مينور، كم خوني سيدروبلاستيك و در بعضي موارد در آنمي بيماريهاي مزمن نيز گلبولهاي قرمز ميكروسيت هستند. در صورتيكه گلبلوهاي قرمز ماكروستيك باشند مي تواند بيانگر آنمي مگالوبلاستيك باشد اگر چه ساير حالاتي كه مي توانند منجر به ماكروسيتوز بدون تغييرات مگالوبلاستيك شوند مثل هموليز، هيپوتيروئيديسم، بيماري كبدي و آنمي آپلاستيك را نيز بايد در نظر داشت.چنانچه گلبولهاي قرمز نورموسيتيك باشند بيشتر به نفع آنمي بيماريهاي مزمن،آنمي آپلاستيك، كم خوني حاد بدنبال خونريزي و آنمي هاي هموليتيك مي باشد.
MCH :
بيانگر ميانگين محتواي هموگلوبين در گلبولهاي قرمز مي باشد در دستگاههاي شمارشگر هماتولوژي MCH يك اندكس محاسباتي است كه با استفاده از غلظت Hb و شمارش گلبول قرمز محاسبه مي شود.
MCH=Hb(برحسب گرم در ليتر)/ RBC (بر حسب تعداد سلول در ليتر )
ميزان طبيعي MCH،31-27 پيكوگرم(Picogram=10-12)است.
مثال: در بيماري هموگلوبين 15گرم در دسي ليتر و شمارش RBC 1012×5در ليتر مي باشد پس در يك ليتر خون داراي 150گرم هموگلوبين است كه در تعداد 1012×5توزيع شده است در اين صورت MCHبرابر
MCH=150g/1012×5=12-10×30g=30Pg
گلبولهاي قرمز را مي توان از روي MCH به سه دسته نروموكروم(Pg 31-27=MCH)، هيپوكروم(MCH كمتر از 27 پيكوگرم) و هيپركروم (MCH بيشتر از 31 پيكوگرم) تقسيم بندي نمود. معمولا در آنمي هاي ميكروسيتي، گلبولهاي قرمز هيپوكروم بوده و در آنمي مگالوبلاستيك.RBC ها هيپركروم و در آنمي ناشي از بيماريهاي مزمن، گلبولهاي قرمز نرموكروم ويا هيپوكروم هستند.
(Mean Cell Hemoglubin Concentration) MCHC:
غلظت متوسط Hb در حجم معيني از گلبولهاي قرمز فشرده(كه همان هماتوكريت مي باشد) است و با استفاده از غلظت Hb و HCT محاسبه مي شود.
MCHC=Hb(g/dl) برحسب / Hct
ميزان طبيعي MCHC 37 -33 گرم در دسي ليتر مي باشد.
.
این پارامتر در آنمي فقر آهن كاهش مي يابد در آنمي مگالوبلاستيك MCHC اكثرا طبيعي و يا كاهش يافته مي باشد. MCHC به طور مشخص در اسفروسيتوز افزايش مي يابد.
فواصل مرجع 95% در افراد بزرگسال طبيعي براي MCV، MCH و MCHC به قرار زير است MCV برابر 80 تا 90 فمتوليتر، MCH برابر با 27 تا 31 پيكوگرم و MCHC برابر با 33 تا 36 گرم در دسي ليتر. در يك فرد سالم، تغييرات اندكس هاي گلبول قرمز جزئي است و در هيچ يك از شاخص ها بيشتر از 1±واحد تغيير وجود نداردمثلا اگرMCV فردي 85 فمتوليتراست باآزمايشهاي متعدد(البته در صورتيكه دستگاههاي اندازه گيري دقت يكساني داشته باشند)بايد بين 86-84 فمتوليتر باشد و در صورت خارج شدن از اين محدوده نياز به Fallow up و بررسي دارد.
(Red Cell Distribution Width) RDW:
بيانگر دامنه پراكندگي حجم گلبولهاي قرمزحول محور ميانگين مي باشد مقدار طبيعي آن15- 5/11% بوده و دستگاه از روي تغييرات RDW قادر به گزارش درجه آنيزوسيتوز (تفاوت اندازه حجم گلبولهاي قرمز) مي باشد.
RDW= SD/MCV×100
RDW معياري جهت آنيزوسيتوز مي باشد و هر گاه ميزان RDW بيشتر از نرمال شود نشاندهنده يكدست نبودن گلبولها قرمز مي باشد. RDW به عنوان يك پارامتر سودمند همراه با MCV و تعداد گلبول قرمز در افتراق بين تالاسمي مينور بدون عارضه و كمبود آهن استفاده مي شود. در تالاسمي مينور، تعداد گلبولهاي قرمز افزايش، MCV كاهش و RDW در محدوده طبيعي ميباشد در حاليكه در آنمي فقر آهن، تعداد گلبولهاي قرمز كاهش،MCV پايين و RDW بالا مي باشد.(بيشتر از 16 fl) به نظر مي رسد RDW اولين معياري است در جريان كم خوني فقر آهن غير طبيعي مي شود.
از RDW مي توان در افتراق آنمي هاي ماكروسيتي هم استفاده نمود. در صورتيكه بيمار مبتلا به كم خوني و MCV افزايش يافته داراي RDW بالا باشد بيشتر به نفع آنمي مگالوبلاستيك و يا هموليز مي باشد . در حاليكه در آنمي آپلاستيك و يا كم خوني ناشي از بيماري كبدي معمولا RDW درمحدوده طبيعي مي باشد.
هر گاه ميزان RDW بين 18-16باشد دستگاه به عنوان آنيزوسيتور 1+، اگر RDW بين 22-18 باشد به عنوان آنيزوسيتوز 2+ و اگر بيش از 22 شود به عنوان آنيزوسيتوز 3+ گزارش مي كند.
۲- کانال WBC :شمارش گلبولهای سفید در ۲ کانال پراکسیداز و بازوفیل لوبولاریته اندازه گیری میشوند و بنابراین دقت بالایی در افتراق این سلول ها از یکدیگر دارد. در کانال پراکسیداز سلولها بر اساس فعالیت پراکسیدازی و اندازه از یکدیگر جدا میشوند. فعالیت پراکسیدازی روی محورX و سایز سلولی روی محور Y مشخص میشود. در نمودار حاصله در ستون اول لنفوسیت ها قرار میگیرند که فاقد فعالیت پراکسیدازی بوده و سایز کوچکی دارند بنابر این لنفوسیتهای نرمال در گوشه سمت چپ و پایین قرار میگیرند، سلولهای نابالغ این رده و LUC در همین ستون ولی بر اساس سایز بالاتر قرار میگیرند. در ستون دوم نمودار حاصله منوسیتها و بازوفیل ها که دارای فعالیت پراکسیدازی کمی بوده بر اساس سایز قرار میگیرند . در ستون سوم نوتروفیل ها قرار میگیرند، که این سولها فعالیت پراکسیدازی بالایی دارند و در نهایت در ستون آخر سلولهایی با حداکثر فعالیت پراکسیدازی یعنی ائوزینوفیل ها قرار دارند. در هر ستون سلولهای نابالغ همان رده در سطوح بالایی به علت سایز بالاتر تشکیل میشوند.
در این کانال افتراق خوبی بین نوتروفیل و بازوفیل داده نمیشود ولی در کانال بازوفیل توسط یک نوع سورفاکتانت سیتوپلاسم همه سلولها از بین رفته به جز بازوفیل بنابراین سایر سلولها بر اساس تک هسته ای و چند هسته ای جدا شده ولی بازوفیل از اینها جدا شده و در قسمت جداگانه ای قرار میگیرد.
) LI يا اندكس لوبولاريته:
دستگاه H1 براساس توانائي خود در كانال بازوفيل لوبولاريته قادر است گلبولهاي سفيد را به دو دسته سلولها با هسته يك لوبوله يا تك هسته اي(لنفوسيت ومنوسيت) و سلولها با هسته چند لوبوله (ائوزينوفيل و نوتروفيل) تقسيم نمايد و نسبت سلولهاي با هسته چند لوبوله به سلولهاي تك هسته اي را تعيين نمايد.
L.I= تعداد سلولهاي تك هسته اي /تعدادسلولهاي چند هسته اي
مقدار طبيعي LI بين 3-9/1 مي باشد. هر گاه اين نسبت كاهش قابل توجه بيايد دستگاه به عنوان Sift to Left و يا افزايش نسبي لنفوسيت ها و منوسيت هاي خون محيطي است در صورتيكه نوتروفيلها و يا ائوزينوفيلهاي خون محيطي افزايش داشته باشند LI افزايش مي يابد(بايد توجه نمود كه Sift to Left در استفاده روتين به عنوان وجود سلولهاي غير بالغ رده ميلوئيدي كه شامل باند، متاميلوسيت و ...در خون محيطي مي باشد كه معمولا در جريان عفونتها ديده مي شود و با Shit to left مورد نظر در دستگاه H1 متفاوت است).
اخطارها(Merphology Flags):
دستگاه H1 قادر است كه تغييرات گلبول قرمز را از نظر اندازه و ميزان هموگلوبين و اختلالات گلبول هاي سفيد را از نظر انحراف به چپ و يا وجود سلولهاي بلاست و آتي پيك در به شكل Flag مشخص نمايد در حالت طبيعي و بدون هيچ تغيير مورفولوژي اين Flag به شكل چهار صفر در كنار هم (oooo) نمايش داده مي شوند.
RBC Flag:
همان طور كه گفته شد در حالت طبيعي به شكل چهار صفر مشخص مي شود كه بيانگر نرموسيتيك و نرموكروميك بودن گلبولهاي قرمز است. در صورت تغييرات در اندازه و ميزان هموگلوبين گلبول قرمز براساس شدت تغيير صفرها تغيير خواهند كرد.
به ترتيب از سمت چپ صفر اول در صورت آنيزوسيتوز تغيير خواهد كرد، كه ميزان اين آنيزوسيتوز كه از روي RDW محاسبه مي شوند. عدد دوم از سمت چپ براساس تغيير MCV خواهد بود. كه در صورتيكه بيشتر از 5/2% گلبولهاي قرمز داراي حجم كمتر از 60 fl يا بيشتر از 120 fl داشته باشند صفر دوم تغيير خواهد كرد. صفر سوم از سمت چپ در صورت آنيزوكرومي تغيير خواهد كرد كه از شدت آن از روي تغييرات HDW مشخص مي شود و صفر چهارم از سمت چپ تغييرات آن بيانگر هيپوكرومازي پاهيپروكرومازي است كه از روي مقدار پارامتر CHCM كه دستگاه مستقيما در كانال RBC محاسبه مي كند بدست مي آيد. گلبولهاي قرمزي كه ميزان CHCM كمتر از g/dl 28 دارند به عنوان هيپوكروم و گلبولهاي قرمزي كه ميزان CHCM آنها بيشتر از g/dl 41 است به عنوان هيپركرم تشخيص داده مي شوند.
WBC Flag:
به ترتيب از سمت چپ تغيير صفراول بيانگرto Left Shift، تغيير صفر دوم بيانگر وجود لنفوسيت آتي پيك، تغيير صفر سوم بيانگر وجود بلاست و تغيير صفر چهارم بيانگر وجود ساير موارد يا Other مانندNRBC يا هاول ژولي مي باشد كه مي تواند ايجاد اخطار نمايد.
در گزارش ها ۲ مورد تحت عنوان OTHER وجود داردمورد اول مربوط به وجود گلبولهای قرمز هسته دار است که اگر در جلوی آن N تایپ شده باشد بیانگر وجود این سلولها است که البته در صورت وجود لنفوسیتهای کوچک این سلولها باNRBC اشتباه میشوند و OTHER دوم بیانگر وجود سایر اشکال غیر طبیعی مثل گرانولوسیتهای نابالغ IG میباشد.
اتوآنالایزر، ترکیبهای شیمیایی خون را اندازه گرفته و روی نمودار، نمایش میدهد. این کار به وسیله مخلوط کردن، واکنش معرف و اندازه گیری رنگ سنجی در حضور جریان مداوم انجام میشود. اساس سنجشهای این دستگاه اسپکتروفتومتری است بدین ترتیب که پس از جداسازی سرم خون، معرف مورد نظر (برای سنجش هر ترکیبی که باید سنجش شود بطور مثال قند خون)به سرم اضافه میشود و ترکیب نهایی به رنگ خاص درمی اید با توجه به قانون بییر مبنی جذب انتخابی نور توسط مواد مختلف، نوری با رنگ مکمل رنگ ترکیب نهایی را از آن عبور داده و میزان جذب نور را اندازه گیری میکند سپس آن را با میزان جذب نور استاندارد مقایسه و به نسبت آن مقدار ترکیب مورد نظر را با عدد اعلام می کند.
تقسيم بندي اتوآنالايزرهاي بيوشيمي براساس روش قرائت تست هاBatch Analyzer
در اين اتوآنالايزر قرائت به صورت تست به تست انجام شده و نتايج نيز به همين صورت نشان داده مي شود. سرعت قرائت تست ها در اين نوع آنالايزرها بين 40 الي 80 تست در ساعت است.
Multibatch Analyzer
در اين اتوآنالايزرها قرائت
در حالت عادي به صورت تست به تست انجام مي شود، ولي امكان تعريف اجراي چند
تست مختلف براي يك نمونه و به صورت متوالي نيز وجود دارد كه در اين صورت
بايد از قسمت اورژانس يا برنامه Stat دستگاه استفاده کرد. همچنين در اين
اتوآنالايزرها دستيابي به نتايج به هردو صورت يعني تست به تست يا بيمار به
بيمار امكان پذير است.
سرعت اين اتوآنالايزرها معمولا بين 80 الي 240 تست در ساعت است.
Random Access Analyzer
در اين اتوآنالايزرها مي توان در هر زمان و براي نمونه، تست مورد نظر را انتخاب و اجرا كرد. حال آنكه رعايت هيچ گونه ترتيبي اجباري نيست. سرعت اين اتوآنالايزرها بين 100 الي 600 تست در ساعت است.
وش هاي اندازه گيري
روش فتومتري
براي اندازه گيري به روش فتومتري به يك منبع نور، وسيله جدا كننده طيف مورد نظر و يك آشكار ساز نياز است.
هر
دستگاه اتوآنالايزر از دو قسمت مشخص سخت افزار و نرم افزار تشكيل شده است.
قدرت، كارايي و سادگي كار با هر دستگاه اتوآنالايزر ارتباط تنگاتنگي با
نرم افزار آن دارد.
منبع نور به كار رفته در دستگاه هاي آنالايزر مي
تواند لامپ هاي تنگستن، هالوژن، كوارتر، دوتريوم، جيوه يا ليزر باشد. براي
جداسازي طيف مورد نظر از فيلترهاي تداخلي نوري استفاده مي شود. اين
فيلترها معمولا داراي پيك عبوري 30 تا 80 درصد پهناي باند 5 تا 15 درصد
است.
در اتوآنالايزرها اين فيلترهاي نوري در چرخ فيلتر (Filter
Wheel) قرار داده شده اند و فيلتر مورد نظر در زمان مناسب توسط نرم
افزاري سيستم در محل عبور نور قرار مي گيرد.
فتومتري انعكاسي
دراين روش نور منعكس شده اندازه
گيري مي شود اجزاي اين سيستم همانند اجزاي سيستم فتومتري است و معمولا در
اتوآنالايزرهايي كه از معرف هاي (Reagents) خشك استفاده مي كنند، به
كار مي رود. فلوروسنس، ساطع شدن پرتوهاي الكترومغناطيسي حاصل از ماده اي
است كه توسط يك منبع تشعشعي ديگر تحريك شده است. شدت نور ساطع شده
(فلورسنت) رابطه مستقيم با غلظت ماده تحريك شده دارد.
فلورومتري
در اتوماسيون و روش هاي سنجش ايمني كاربرد زيادي دارد. حساسيت آن هزار برابر بيشتر از روش هاي اسپكتروفتومتري است، اما تداخل زمينه اي ناشي از فلورسنس سرم مي تواند مشكل ساز باشد. هر چند اين مشكل را مي توان با انتخاب فيلترهاي مناسب براي جداسازي طيف مورد نظر و نيز با انتخاب رنگ فلورسنتي كه طيف تشعشعي آن از طيف مواد تداخلي متفاوت باشد، حل كرد.
كدورت سنجي يا نفلومتري
براي اندازه گيري كمي و كيفي رسوب حاصل از واكنش آنتي ژن آنتي بادي به كار مي رود.
ISE
تعداد زيادي از روش هاي الكتروشيميايي در اتوآنالايزرها به كار مي روند. كه رايج ترين آنها الكتروديون انتخابي يا (ISE) Electrode Selective Ion است.
قسمتهای دستگاه:
قسمتهای مختلف این سیستم را که در تمام دستگاه مشترک است به قرار زیر است :
نگهداری :
نگهداری اتوآنالایز، شامل تنظیم کالیبراسیون مداوم است. بیشتر مشکلات، مکانیکی (لولهها، قسمتهای پمپ متحرک) و الکتریکی (موتورها و سوئیچها) است. ایرادهای الکتریکی اندک است. سرویس و تعمیر این پیچیده و مستلزم گذراندن دورههای تعمیر و نگهداری است.
1- کلسترول ( Cholestrol ): میزان کلسترول کلی بدن می باشد و افزایش آن در ارتباط با بروز بیماری های قلبی عروقی می باشد.
2- HDL-c : کلسترول خوب و یا همان کلسترول با دانسیته بالا می باشد حاوی کلسترول، فسفولیپید و آپوپروتئین A, C و کمی E می باشد. این لیپوپروتئین وظیفه حمل کلسترول را از بافتها به کبد به عهده دارد و به آن فاکتور ضد حمله قبلی ( Anti arthrogenic factor ) میگویند.
3- LDL-c :کلسترول بد یا کلسترول با دانسیته پایین میباشد، این لیپوپروتئین فاکتور ابتلا به آرترواسکلروز ( Arthrogenic factor ) می باشد و افزایش آن منجر به ایجاد پلاک در عروق و انسداد عروق می باشد.
4- تریگلیسرید : یکی دیگر از انواع چربیهای بدن که تقریبا در راستای افزایش کالری مصرفی بدن افزایش میبابد.
مقادیر مرجع :
کلسترول: زیر 200 mg/dl مطلوب
200-239 mg/dl مشکوک
بالای 240 mg/dl خطر
LDL-c زیر 70 mg/dl مناسب برای افراد با ریسک بالای خطر بیماری قلبی
زیر 100 mg/dl مناسب برای افراد با ریسک بیماری قلبی
100-139 mg/dl نزدیک به مناسب
139-159 mg/dl تقریبا بالا
160-189 mg/dl بالا
بالای 190 mg/dl بسیار بالا
HDL-c زیر 40 mg/dl (مردان ) ضعیف
زیر 50 mg/dl ( زنان ) ضعیف
50-59 mg/dl خوب
بالای 60 mg/dl عالی
تریگلیسیرید زیر 150 mg/dl مطلوب
150-199 mg/dl حد وسط
200-499 mg/dl بالا
بالای 500 mg/dl بسیار بالا
در زنان به دلیل وجود هورمون استروژن سطح HDL بالاتر می باشد.