|
asemaneelm | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
هورمون هاى تيروييد و اهميت سنجش T3: هورمون هاى تيروئيد ( T3 و T4 ) از اسيد آمينه تيروزين مشتق مى شوند. حدود 95 درصد هورمونى که از غد ه تيروئيد ترشح مى شود ، به صورت T4 (تيروکسين) است. با وجودى که ميزان ترشح T3 از غده تيروئيد بسيار ناچيز است، اين هورمون نقش اصلى را ايفا مى کند. قسمت اعظم T3 موجود در خون از تبديل T4 به T3 در بافت هاى محيطى از جمله کبد، کليه و جفت بوجود مى آىد . البته بافت هايى چون مغز و هيپوفيز نيز مى توانند T4 را به T3 تبديل کنند ، اما T3 حاصل وارد خون نمى شود و اثر خود را در همان مکان بر جاى مى گذارد . به طور کلى، 80 درصد T3 موجود در خون در کبد و 20 درصد آن در تيروئيد ساخته مى شود... پروفسور ناصر ملک نيا نقش هاى زيستى افزايش ميزان سوخت و ساز پايه اثر اصلى هورمون هاى تيروئيد است. اين هورمون ها سوخت و ساز قندها و چربى ها را افزايش مى دهند. آنها باعث تحريک ساخت ن پروتئين نيز مى شوند. بنابراين هورمون هاى تيروئيد براى رشد طبيعى ضرورى هستند. از نقش هاى ديگر آنها مى توان به موارد زير اشاره کرد: • افزا ىش تعداد و اندازه ميتوکندرى ها و افزايش فعاليت آنزيم هايى که در سوخت و ساز درگير هستند. • افزايش جذب گلوکز از طريق دستگاه گوارش • تحريک روند نوسازى گلوکز • تقويت اثر کاتکول آ مين ها و انسولين • افزايش برون ده قلبى و گاهى نيروى انقباض ماهيچه قلب • نمو طبيعى دستگاه عصبى مرکزى به خصوص ميلين دار شدن رشته هاى عصبى و افزايش توانايى هاى ذهنى نحوه عملکرد هورمون های تیروئید به راحتى از غشاى سلول ها مى گذرند. گيرندهاى اين هورمون ها درون سلول و در هسته جاى دارند. اتصال آنها به گيرنده هايشان، رونويسى از ژن ها و درنتيجه ساخت این پروتئين را تحت تأثير قرار مى دهد. البته، شواهدى در دست است که از اثر مستقيم هورمون هاى تيروئيد بر ميتوکندرى ها و پروتئين هاى ناقل غشاء حکايت ميکنند. عوامل مؤثر بر ترشح توليد و ترشح هورمون هاى تيروئيد ى تحت تنظيم هورمون تحريک کننده تيروئيد ( TSH يا تيروتروفين) است که از غده هيپوفيز ترشح مى شود. ترشح TSH نيز به وسيله هورمون آزاد کننده تيروتروفين (TRH) افزايش مى يابد که در هيپوتالاموس ساخته مى شود. سوماتوستاتين و فيديک هورمون هاى تيروئيدى، اثرات TSH راکاهش مى دهند. البته هورمون هاى تيروئيد با تأثير بر هيپوتالاموس مى توانند ترشح TRH رانيز کاهش دهند. اختلالات عوارض ناشى از اختلالات تيروئيد به صورت کم کارى يا پرکارى بروز مى کند. کم کارى تيروئيد به کندى خود را نشان مى دهد. کم کارى به دلايل زير ممکن است رخ دهد: • ناتوانى غده تيروئيد در ساخت هورمون هاى تيروئيد؛ به علت کمبود يد يا فقدان آنزيمهاى موردنياز براى توليد هورمون • اختلال در ترشح TSH از غده هيپوفيز • اختلال در ترشح TRH از هيپوتالاموس • نوعى بيمارى خود ايمنى که به تخريب سلول هاى غده تيروئيدى مى انجامد و به بيمارى هاشيموتو مشهور است. • مقاومت بافت هدف به هورمون هاى تيروئيد به علت نقص مادرزادى در گيرنده هاى هورمون هاى تيروئيد معمول ترين علت پرکارى تيروئيد بيمارى گريوز است. اين بيمارى نوعى بيمارى خود ايمنى است که به علت توليد پادتن عليه گيرنده TSH ايجاد مى شود. اين پادتن باعث تحريک بيش از اندازه اين گيرنده ها و بنابراين تقويت توليد و ترشح هورمون هاى تيروئيد مى شود . از عوامل ديگر مى توان به موارد زير اشاره کرد: • سلولهاى سرطانى توليد کننده TSH در غده هيپوفيز • سلولهاى سرطانى ترشح کننده TRH در هيپوتالاموس • تجويز بيش از اندازه يد
اهميت اندازه گيرى T3 باوجود تبديل شدن T4 به T3 در بافت هاى محيطى، باز هم مقدار T4 در خون از T3 بسيار بيشتر است. بنابراين، اندازه گيرى T3 به طور معمول ضرورى نيست. به عنوان مثال، در شروع کم کارى تيروئيد با کاهش فعاليت تيروئيد، T4 کاهش مى يابد ولى چون در بافت هاى محيطى T4 به T3 تبديل مى شود ، مقدار T3 کاهش نمى يابد. زيرا T4 بيشترى به T3 تبديل مى شود. از اين رو، با وجودى که در اين شرايط رابطه معکوسى بين T4 و TSH وجود دارد، اما تغيير چندانى در ميزان T3 مشاهده نمى شود. بنابراين، اندازه گيرى آن به تشخيص کمکى نمى کند. اما ، در دو مورد اندازه گيرى T3 ضرورى است. • اشکال در عملکرد بافتهاى محيطى که T4 را به T3 تبديل مى کنند؛ در اين مورد، با وجودى که سطح TSH و T4 عادى است، اما سطح T3 پايين است. در اين مواقع، به جاى توليد T3 از T4 ، هورمون غير فعالى به نام rT3 (ترى يدوتيروئين معکوس) ساخته مى شود. با توجه به اين که اندازه گيرى rT3 انجام نمى شود، به اندازه گيرى T3 اکتفا مى کنيم. کاهش T3 ، بيان کننده اختلال در بافتهاى محيطى است. • تيروتوکسيکوز T3 ؛ در اين حالت، با وجود عادى بودن سطح T4 و TSH ، به دليل افزايش توليد T3 درتيروئيد، مقدار آن در خون بالا مى رود و چون هورمون فعال T3 است ، عوارض پرکارى تيروئيد را در غياب افزايش T4 و TSH مشاهده مى کنيم. موضوعات مرتبط: بیوشیمی [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:14 ] [ فريبا مزروعي ]
نکاتی در مورد آزمایش ادرار
کلیه ها نقش مهمی در تنظیم متابولیسم سلول تنظیم اسید و باز بدن و الکترولیتها دارد. فیلتراسیون پلاسما و ترشح توبولی و به دنبال آن بازجذب آب و سایر مواد در لوله های کلیه منجر به تشکیل ادرار در لوله های کلیه میشود. در واقع ادرار مجموعه مواد دفعی بدن حاصل از متابولیسم مواد مختلف در سلولهای مختلف میباشد. تست آنالیز کامل ادرار تستی مهم در بررسی اختلالات و بیماری های کلیوی و همچنین بررسی برخی از بیماریهای غیر کلیوی مانند دیابت به منظور بررسی گلوکز در ادرار و ... میباشد.
تست Urin Analysis: حدود ۲۰-۴ میلی لیتر ادرار در ظرف مخصوص جمع آوری میشود و به آزمایشگاه ارسال می شود. مناسبترین حجم ۱۰ میلی لیتر ادرار می باشد. ۱۰ میلی لیتر از ادرار خوب مخلوط شده را داخل یک لوله سانتریفیوژ بریزید . قبل از این عمل برای استفاده از نوار ادرار باید نمونه گرفته شده از بیمار را داخل یک ظرف یک بار مصرف (در کشور ما لیوانهای یک بار مصرف روشن) میریزیم و بعد از مخلوط کردن نوار ادرار را به آن اضافه می کنیم . مشاهدات فیزیکی را انجام دهید . برای 5 دقیقه در دور 1500 تا 3000 Rpm سانتریفیوژ کنید . به مایع بالایی که بعد از سانتریفیوژ ادرار حاصل میشود سوپرناتانت (supernatant) گفته میشود . با دقت supernatant را از ادرار جدا کنید . بعد از جدا کردن سوپرناتانت(لازم به ذکر است که قبلا از دور ریختن سوپرناتانت باید آزمایش توربیدومتری و یا کدورت سنجی برای اندازه گیری نیمه کمی پروتئنین را انجام داد . در این روش از اسید سولفوسالسیلیک استفاده می شود و در صورت وجود پروتئین در ادرار حلقه سفید رنگی در قسمت های بالایی ادرار تشکیل می شود . در این تست باید دقت کرد که اسید را به ارامی از کنار بریزیم و هیچ گونه حرکتی به لوله ازمایش ندهیم . یعد از آزمایش و گزارش ان به صورت منفی یا تریس و یا ۱ و ۲+ می توان ان را به هم زد .) ، همیشه مقدار کافی از مایع بالایی در لوله باقی میماند (در شرایط استاندارد) به همین خاطر مدتی صبر کنید تا ذرات معلق موجود در مایع باقی مانده هم رسوب کند . یک قطره از رسوب را روی اسلاید تمیز میریزیم و حدود 30 – 60 ثانیه برای فرونشست رسوبها روی لام صبر میکنیم . همانطور که میدانید برسی میکروسکوپی با بزرگنمایی های بزرگ و کوچک انجام میگیرد . میکروسکوپ فاز کنتراست و زمینه تاریک برای مشاهده اجسام رسوبی که دارای خاصیت بازتابی کم هستند (شفاف و مانند زمینه ) مناسب است . هر چند که متخصصان آزمایشگاهی در کشور ما کمتر از این میکروسکوپها استفاده میکنند . با نهایت دقت و فوکس کامل ، اسلاید را برسی کنید و این کار را در تمام اسلاید به صورت کامل ادامه دهید . لبه های لام را برای مشاهده کستها از دست ندهید .
در LPF(low-power field × 10) 10 ، کستها را شمارش کرده و میانگین بگیرید . و تعداد کستها را در هر میدان گزارش کنید . با دقت زیاد نوع کستها را مشخص کنید . برای شناسایی و شمارش تعداد گلبولهای قرمز و سفید و اپیتلیال سل از بزرگنمایی زیاد استفاده کنید (*۴۰) . حداقل 10 میدان را برسی کنید و نتایج را به صورت سلول در (High -power field) hpf بیان کنید .
آنالیز ماکروسکوپی ادرار :
شامل رنگ کدورت با مشاهده ظاهر بررسی وزن مخصوص با استفاده از رفراکتومتر و بررسی حضور خون قند بیلیروبین اوروبیلینوژن و همچنین تعیین PH با استفاده از نوارهای ادرار میباشد.
آنالیز میکروسکوپی : شامل بررسی لام رسوب ادرار از نظر وجود سلولهای مختلف کستها و کریستالها و همچنین حضور مخاط باکتری و... می باشد.
انواع کستها :
کست گلبول قرمز : این کستها به صورت بک سیلندر حاوی گلبول قرمز دیده میشود که اغلب در گلومرولونفریت دیده میشود.
![]() کست گلبول سفید: این نوع کست در پیلونفریت و همچنین در گلومرولونفریت مشاهده میشود.
![]() کست چربی : این نوع کست اغلب در سندرم نفروتیک و بیماریهای گلومرولی کلیه مشاهده میشود و اغلب توام با مقادیر بالای پروتئینوری می باشد.
![]() کست گرانولار : به طور کلی این نوع کست که در اغلب بیماریها مشاهده میشود حاصل کستهای تخریب شده سلولی و یا مشتق از کستهای پروتئینی می باشد.
![]() کست هیالن: این نوع کست کمتر مرتبط با شرایز بیماریزا می باشد و لی مقادیر افزایش یافته آن در ادرار تغلیظ شده دیده میشود.
![]() کست مومی : این نوع کست نشانه ای از نارسایی های پیشرفته کلیوی می باشد.
![]() سلولهای لوله کلیوی Renal Tube Cells:
مشاهده این سلولها در لام رسوب ادرار میتواند مطرح کننده آسیب سلولهای لوله های کلیوی باشد. گاه این سلولها به دنبال مصرف برخی از داروها با اثرات سمی روی Renal Tube Cells مانند سیکلوسپورین آمینوگلیکوزید و استامینافن در لام ادرار مشاهده میشود
![]() بعد از اینکه برسی نمونه پایان یافت ، تمام مراحل شیمیایی ، فیزیکی و میکروسکوپی را مرور کنید و اشتباهات خود را در صورت وجود با استانداردهای آزمایشگاهی صحیح کنید . برای مثال رنج نرمال RBC در ادرار 0-10 RBCs/hpf ، برای WBC در ادرار 0-10 WBCs/hpf ، و کست هیالین 0-2 hyaline casts/lpf است . نتایج به دست امده حتی اگر پشت سر هم انجام شود متفاوت خواهد بود و بستگی زیادی به نحوه استفاده آزمایشگاه از شرایط استاندارد دارد .
به علت اینکه ادرار متابولیسم تمام بدن را خلاصه میکند و به راحتی در دسترس است نمونه بسیار مناسبی برای برسی های اختلالات سیستم ادراری( و در بعضی اوقات سایر سیتمها) است.
[ دوشنبه ششم تیر 1390 ] [ 18:47 ] [ فريبا مزروعي ]
سانتريفوژ نمودن يکي از روشهاي جدا سازي است که در آن با استفاده از نيروي گريز از مرکز، قسمتهاي سبکتر يک محلول ، مخلوط ويا سوسپانسيون ، از قسمتهاي سنگينترآن جدا ميشود . به طور مثال: براي جداسازي سرم از لخته (دور سانتريفيوژ RPM 2000) ب راي تهيه رسوب ادرار (RPM 2000-1500)ا نواع سانتريفوژ : سانتريفوژ هاي شناور ((Horizontal- head /Swinging- bucket و سانتريفوژ هاي زاويه ثابت ، انواعي از سانتريفوژ هستند که بيشتر در آزمايشگاههاي تشخيص طبي استفاده ميشوند . در سانتريفوژ هاي شناور، لوله ها در حالت توقف وضعيت عمودي و در حال حرکت وضعيت افقي دارند. رسوب به صورت صاف در ته لوله قرار مي گيرد. در سانتريفوژهاي زاويه ثابت (fixed angle bucket) ، لوله ها در همه حال داراي زاويه ثابت نسبت به محور سانتريفوژ ميباشند. سرعت اين نوع سانتريفوژ ، ميتواند نسبت به مورد قبلي بيشترباشد ولي در زمان چرخش بعلت مقاومت به هوا ، درون آن گرماي بيشتري ايجاد شده و دما بالا ميرود,در انواع ثابت رسوب ته نشين شده در كنار ونزديك به ته لوله تشكيل مي شود, رسوب با لوله زاويه اي نزديك به زاويه خود سانتريفيوژ مي سازد. انتخاب سانتريفوژ در آزمايشگاه بايد با توجه به نوع مصرف ( مانند سرعت مورد نياز، حداکثر دمای قابل قبول و...) و نيز مختصات فني مندرج در کاتالوگ دستگاه صورت گيرد. طبقه بندي سانتريفيوژ بر اساس دور: 1) با دور پائين: براي كارهاي معمولي در آزمايشگاه كه حداكثر دور آن 4000-3500 است. 2) دور بالا: در ايمنواسي RPM 7000 3) اولترا سانتريفيوژ: كه در اين سانتريفيوژها از سيستمهاي خنك كننده وخلاء استفاده مي شود. نکات مهم در استفاده از سانتريفوژ : در کار روزانه نبايد سانتريفوژ را با درب باز به کار انداخت . · استفاده از لوله هاي مناسب و توصيه شده سازنده و رعايت توازن لولهها و حجم نمونهها هنگام استفاده از سانتريفوژ از نکات اساسي در استفاده صحيح سانتريفوژ ميباشد . بطور معمول وزن لوله هاي حاوي نمونه که مقابل هم قرار گرفتهاند نبايد بيش از 1% متفاوت باشند. وزن مجموع لولههاي حاوي نمونه نبايد از وزن تعيين شده سازنده براي سرعت خاص ، تجاوز نمايد . · لازم است درب لولههاي حاوی خون قبل از سانتريفوژ بسته شود تا از پخش آئروسل در محيط جلوگيري گردد . از استفاده از اپليکاتورهاي چوبي جهت خارج کردن لخته قبل از عمل سانتريفوژ به علت افزايش احتمال هموليز بايد خودداري شود . نگهداري و کنترل کيفيت سانتريفوژ : زغال: به مرور مصرف و ميزان آن كم مي شودو بايستي زغال تعويض گردد. تميز نگهداشتن سانتريفوژ در کاهش انتشار آلودگي ها بسيار مهم است و بايد در فواصل زماني مشخص انجام شود . به اين دليل كه بعد از مدتي استفاده از سانتريفيوژ غبار خاكستري Gray dust داخل آن نشست مي كند بايستي داخل آن را كامل تميز كرد, قطعات شكسته شيشه ها را جمع كردو از محلولهاي پاك كننده وضدعفوني كننده استفاده گردد. براي کنترل کيفيت سانتريفوژ لازم است موارد زير بررسي گردد: سرعت سانتريفوژ : ابزار سنجش سرعت سانتريفوژ، تاکومتر است .سرعت سانتريفوژ بايد حداقل هر سه ماه يکبار بررسي شده و ميزان سرعت اندازه گيري شده نبايد بيش از 5% با سرعت مورد انتظار (سرعت انتخابي هنگام کار با سانتريفوژ ) متفاوت باشد . انواع تاكومتر: معمولي و نوري تاكومتر معمولي: مثل خازن است ودر قسمت وسط محور وصل مي شودو درستي سرعت را مي سنجد, ولي اشكال آن نصب شدن روي محور وسط باعث سنگيني و كندي حركت سانتريفيوژ مي شود. تاكومتر نوري: براي بررسي سرعت سانتريفوژ با تاکومتر نوري مراحل زير انجام ميشود : · قفل سانتريفوژ را در حالتي قرار دهيد که در حال باز بودن در ، چرخش انجام شود. · کاغذ مخصوص همراه تاکومتر (خاصيت بازتاب فلورسانس دارد) را نزديک مرکز محور سانتريفوژ ( نه در روي مرکز محور) بچسبانيد. اين کار باعث ميشود در هر بار چرخش ، نور يکبار از کاغذ مخصوص به تاکومتر باز تابيده شود. · سانتريفوژ را با دور مورد نظر تنظيم نموده و روشن کنيد. · تاکومتر را در فاصله مناسب نسبت به کاغذ نشاندار نگهداشته و آنرا روشن کنيد. · هنگاميکه عدد نمايش داده شده روي تاکومتر ثابت ماند ، آن را يادداشت نموده با سرعت انتخاب شده اوليه مقايسه نمائيد . زمان سنج سانتريفوژ: بهتر است زمان سنج بصورت هفتگي در مقابل زمان سنج کاليبره مورد بررسي قرار گيرد. براي اين امر زمانسنج را در زمانهاي مختلف تنظيم وبا کرونومتر مقايسه کنيد . اعداد حاصله نبايد بيش از 10% با زمان مورد انتظار متفاوت باشد. کنترل دما : برخي سانتريفوژ ها هنگام کار ايجاد حرارت زياد در محفظه داخل سانتريفوژ مينمايند و اين دما ميتواند بر کيفيت نمونه و غلظت کميت هاي آن تاثير گذار باشد لذا هنگامي که اندازهگيري کميتي مورد نظر است که به دما حساس ميباشد، بهتر است از سانتريفوژ يخچال دار استفاده شود . براي کنترل دما ،ميتوان در لوله آزمايش ، آب مقطر ريخته و دماي آنرا با ترمومتر تعيين نمود. سپس لوله در سانتريفوژ قرار گرفته و دستگاه با دور مشخص روشن ميشود . پس از مدت مقرر ، دماي آب داخل لوله مجددا اندازه گيري مي شود . دماي سانتريفوژهاي يخچال دار ميبايد هر ماه بررسي شده و ميزان دماي اندازه گيري شده نبايد بيش از 2% با دماي مورد انتظار خطا داشته باشد . موضوعات مرتبط: تجهیزات آزمایشگاه [ دوشنبه ششم تیر 1390 ] [ 18:40 ] [ فريبا مزروعي ]
امروزه براي انجام CBC از دستگاههاي شمارشگر سلولي استفاده مي شود. اولين دستگاههاي آناليزور در خون شناسي كه بر مبناي امپدانس الكتريكي عمل مي كردند، فقط قادر به اندازه گيري چند پارامتر ساده مانند شمارش تعداد كل WBC ، RBC، PLT، Hb، Hct، MCV، MCH و MCHC بودند. يكي از پيشرفته ترين دستگاههاي شمارشگر كه تاكنون ساخته شده است دستگاه H1 مي باشد كه توسط كمپاني Technicon به بازار عرضه گرديده است. با توجه به اينكه خوشبختانه از حدود15 سال پيش اين دستگاه در بيمارستان امام رضا(ع) مشهد موجود بوده و دستگاه پيشرفته اي مي باشد كه قادر به اندازه گيري پارامترهاي متفاوتي در مورد RBC، WBC و پلاكت است كه در صورت آشنايي با آنها، تفسير CBC انجام شده توسط ساير دستگاههاي شمارشگر نيز آسان خواهد بود بنابراين بيشتر درمورد پارامترهاي تعيين شده توسط دستگاه H1 CBC توضيح داده مي شود.
دستگاه H1 دستگاهي تمام اتوماتيك است، كه قادر به اندازه گيري 33 پارامتر مختلف خوني فقط با استفاده از 100 ميكروليتر خون كامل با سرعت 80-60نمونه در ساعت مي باشد سرعت دستگاه براي نمونه هاي آزمايش كامل خون(CBC)80 نمونه در ساعت و براي نمونه هاي CBC همراه با شمارش افتراقي گلبول هاي سفيد 60 نمونه در ساعت است . دستگاه H1 داراي چهار كانال جداگانه است كه شامل كانال گلبول قرمز- پلاكت، كانال هموگلوبولين، كانال پراكسيد از و كانال بازوفيل – لوبولاريته مي باشد. اساس كار دستگاه بر مبناي فلوسيتومتري مي باشد. سلولهاي خوني در FLOW CELL با سرعت زياد يكنواخت در حركت هستند. در كانال RBC-Plt و كانال بازوفيل – لوبولاريته از نورليزر براي بررسي خواص سلولي استفاده مي شود. در كانال پراكسيد ازو هموگلوبين از يك منبع نورها لوژني تنگستن جهت آناليز استفاده مي گردد.
از آنجا كه گلبولهاي سفيد در اين دستگاه در دو كانال جداگانه(كانال پراكسيد از و كانال بازوفيل – لوبولاريته) شمارش و آناليزمي شوند نتايج دو كانال با هم مقايسه مي گردد دستگاه براي شمارش افتراقي گلبولهاي سفيد بسيار دقيق بوده و مي تواند داراي هشدارهاي مخصوص پلاكت، لنفوسيت آتي پيك، گرانولوسيت نارس(Immature granulouyte) ، انحراف به چپ (Sift to Left)و NRB باشد. )كانال RBC – پلاكت
الف)گلبول قرمز
در كانال RBC-Plt،گلبول قرمز از فلوسل عبور و تحت تابش اشعه ليزر قرار مي گيرد علاوه بر شمارش تعداد گلبول هاي قرمز، از پخش نور حاصل در زاويه 3-2درجه(Low angle) جهت تشخيص حجم گلبول هاي قرمز و زاويه 15-5درجه (High angle) جهت تشخيص غلظت Hb گلبول هاي قرمز استفاده مي شود. هماتوكريت در دستگاههاي شمارشگر به شكل غير مستقيم و محاسباتي از ضرب كردن تعداد RBC در MCV بدست مي آيد.
RBC)× (Hct=MCV
2- MCV : بيانگر حجم متوسط يك گلبول قرمز است كه به طور طبيعي 80-96 فمتوليتر(fl) مي باشد. از آنجا كه در دستگاههاي شمارشگر سلولي، تعداد زيادي از گلبولهاي قرمز شمارش ميشوند ميانگين يا متوسط حجمي سلولها را به عنوان MCV گزارش مي كنند.
براي اينكه بتوانيم MCV را درست تفسير كنيم بايد تغييرات آن را در طول زندگي بدانيم. نوزادان در بدو تولد به طور طبيعي MCV معادل 104-118fl دارند. پس به طور نرمال نوزادان داراي گلبولهاي قرمز ماكروسيتيك مي باشند به موازات رشد، MCV كاهش مي يابد و در يكسالگي به كمترين مقدار خود مي رسد و ميزان آن 78±8 fl مي باشد بعد از يكسالگي MCV افزايش مي يابد تا به حد بالغين مي رسد.
با استفاده از MCV مي توان گلبولهاي قرمز را از نظر حجم در گروههاي نرموسيتيك(MCV=80-96fl)، ميكروسيتيك (MCV<80 fl) وماكروسيتيك (MCV < 96 fl) تقسيم بندي كرد كه در طبقه بندي آنمي استفاده مي شود. در صورتيكه بيمار مبتلا به آنمي بوده و گلبول هاي قرمز ميكروسيت هستند بيشتر به نفع آنمي فقر آهن، تالاسمي مينور، كم خوني سيدروبلاستيك و در بعضي موارد در آنمي بيماريهاي مزمن نيز گلبولهاي قرمز ميكروسيت هستند. در صورتيكه گلبلوهاي قرمز ماكروستيك باشند مي تواند بيانگر آنمي مگالوبلاستيك باشد اگر چه ساير حالاتي كه مي توانند منجر به ماكروسيتوز بدون تغييرات مگالوبلاستيك شوند مثل هموليز، هيپوتيروئيديسم، بيماري كبدي و آنمي آپلاستيك را نيز بايد در نظر داشت.چنانچه گلبولهاي قرمز نورموسيتيك باشند بيشتر به نفع آنمي بيماريهاي مزمن،آنمي آپلاستيك، كم خوني حاد بدنبال خونريزي و آنمي هاي هموليتيك مي باشد. MCH : بيانگر ميانگين محتواي هموگلوبين در گلبولهاي قرمز مي باشد در دستگاههاي شمارشگر هماتولوژي MCH يك اندكس محاسباتي است كه با استفاده از غلظت Hb و شمارش گلبول قرمز محاسبه مي شود.
MCH=Hb(برحسب گرم در ليتر)/ RBC (بر حسب تعداد سلول در ليتر ) ميزان طبيعي MCH،31-27 پيكوگرم(Picogram=10-12)است. مثال: در بيماري هموگلوبين 15گرم در دسي ليتر و شمارش RBC 1012×5در ليتر مي باشد پس در يك ليتر خون داراي 150گرم هموگلوبين است كه در تعداد 1012×5توزيع شده است در اين صورت MCHبرابر MCH=150g/1012×5=12-10×30g=30Pg
گلبولهاي قرمز را مي توان از روي MCH به سه دسته نروموكروم(Pg 31-27=MCH)، هيپوكروم(MCH كمتر از 27 پيكوگرم) و هيپركروم (MCH بيشتر از 31 پيكوگرم) تقسيم بندي نمود. معمولا در آنمي هاي ميكروسيتي، گلبولهاي قرمز هيپوكروم بوده و در آنمي مگالوبلاستيك.RBC ها هيپركروم و در آنمي ناشي از بيماريهاي مزمن، گلبولهاي قرمز نرموكروم ويا هيپوكروم هستند.
(Mean Cell Hemoglubin Concentration) MCHC:
غلظت متوسط Hb در حجم معيني از گلبولهاي قرمز فشرده(كه همان هماتوكريت مي باشد) است و با استفاده از غلظت Hb و HCT محاسبه مي شود.
MCHC=Hb(g/dl) برحسب / Hct ميزان طبيعي MCHC 37 -33 گرم در دسي ليتر مي باشد. . این پارامتر در آنمي فقر آهن كاهش مي يابد در آنمي مگالوبلاستيك MCHC اكثرا طبيعي و يا كاهش يافته مي باشد. MCHC به طور مشخص در اسفروسيتوز افزايش مي يابد.
فواصل مرجع 95% در افراد بزرگسال طبيعي براي MCV، MCH و MCHC به قرار زير است MCV برابر 80 تا 90 فمتوليتر، MCH برابر با 27 تا 31 پيكوگرم و MCHC برابر با 33 تا 36 گرم در دسي ليتر. در يك فرد سالم، تغييرات اندكس هاي گلبول قرمز جزئي است و در هيچ يك از شاخص ها بيشتر از 1±واحد تغيير وجود نداردمثلا اگرMCV فردي 85 فمتوليتراست باآزمايشهاي متعدد(البته در صورتيكه دستگاههاي اندازه گيري دقت يكساني داشته باشند)بايد بين 86-84 فمتوليتر باشد و در صورت خارج شدن از اين محدوده نياز به Fallow up و بررسي دارد.
(Red Cell Distribution Width) RDW:
بيانگر دامنه پراكندگي حجم گلبولهاي قرمزحول محور ميانگين مي باشد مقدار طبيعي آن15- 5/11% بوده و دستگاه از روي تغييرات RDW قادر به گزارش درجه آنيزوسيتوز (تفاوت اندازه حجم گلبولهاي قرمز) مي باشد.
RDW= SD/MCV×100
RDW معياري جهت آنيزوسيتوز مي باشد و هر گاه ميزان RDW بيشتر از نرمال شود نشاندهنده يكدست نبودن گلبولها قرمز مي باشد. RDW به عنوان يك پارامتر سودمند همراه با MCV و تعداد گلبول قرمز در افتراق بين تالاسمي مينور بدون عارضه و كمبود آهن استفاده مي شود. در تالاسمي مينور، تعداد گلبولهاي قرمز افزايش، MCV كاهش و RDW در محدوده طبيعي ميباشد در حاليكه در آنمي فقر آهن، تعداد گلبولهاي قرمز كاهش،MCV پايين و RDW بالا مي باشد.(بيشتر از 16 fl) به نظر مي رسد RDW اولين معياري است در جريان كم خوني فقر آهن غير طبيعي مي شود.
از RDW مي توان در افتراق آنمي هاي ماكروسيتي هم استفاده نمود. در صورتيكه بيمار مبتلا به كم خوني و MCV افزايش يافته داراي RDW بالا باشد بيشتر به نفع آنمي مگالوبلاستيك و يا هموليز مي باشد . در حاليكه در آنمي آپلاستيك و يا كم خوني ناشي از بيماري كبدي معمولا RDW درمحدوده طبيعي مي باشد.
هر گاه ميزان RDW بين 18-16باشد دستگاه به عنوان آنيزوسيتور 1+، اگر RDW بين 22-18 باشد به عنوان آنيزوسيتوز 2+ و اگر بيش از 22 شود به عنوان آنيزوسيتوز 3+ گزارش مي كند.
۲- کانال WBC :شمارش گلبولهای سفید در ۲ کانال پراکسیداز و بازوفیل لوبولاریته اندازه گیری میشوند و بنابراین دقت بالایی در افتراق این سلول ها از یکدیگر دارد. در کانال پراکسیداز سلولها بر اساس فعالیت پراکسیدازی و اندازه از یکدیگر جدا میشوند. فعالیت پراکسیدازی روی محورX و سایز سلولی روی محور Y مشخص میشود. در نمودار حاصله در ستون اول لنفوسیت ها قرار میگیرند که فاقد فعالیت پراکسیدازی بوده و سایز کوچکی دارند بنابر این لنفوسیتهای نرمال در گوشه سمت چپ و پایین قرار میگیرند، سلولهای نابالغ این رده و LUC در همین ستون ولی بر اساس سایز بالاتر قرار میگیرند. در ستون دوم نمودار حاصله منوسیتها و بازوفیل ها که دارای فعالیت پراکسیدازی کمی بوده بر اساس سایز قرار میگیرند . در ستون سوم نوتروفیل ها قرار میگیرند، که این سولها فعالیت پراکسیدازی بالایی دارند و در نهایت در ستون آخر سلولهایی با حداکثر فعالیت پراکسیدازی یعنی ائوزینوفیل ها قرار دارند. در هر ستون سلولهای نابالغ همان رده در سطوح بالایی به علت سایز بالاتر تشکیل میشوند. در این کانال افتراق خوبی بین نوتروفیل و بازوفیل داده نمیشود ولی در کانال بازوفیل توسط یک نوع سورفاکتانت سیتوپلاسم همه سلولها از بین رفته به جز بازوفیل بنابراین سایر سلولها بر اساس تک هسته ای و چند هسته ای جدا شده ولی بازوفیل از اینها جدا شده و در قسمت جداگانه ای قرار میگیرد. ) LI يا اندكس لوبولاريته:
دستگاه H1 براساس توانائي خود در كانال بازوفيل لوبولاريته قادر است گلبولهاي سفيد را به دو دسته سلولها با هسته يك لوبوله يا تك هسته اي(لنفوسيت ومنوسيت) و سلولها با هسته چند لوبوله (ائوزينوفيل و نوتروفيل) تقسيم نمايد و نسبت سلولهاي با هسته چند لوبوله به سلولهاي تك هسته اي را تعيين نمايد.
L.I= تعداد سلولهاي تك هسته اي /تعدادسلولهاي چند هسته اي
مقدار طبيعي LI بين 3-9/1 مي باشد. هر گاه اين نسبت كاهش قابل توجه بيايد دستگاه به عنوان Sift to Left و يا افزايش نسبي لنفوسيت ها و منوسيت هاي خون محيطي است در صورتيكه نوتروفيلها و يا ائوزينوفيلهاي خون محيطي افزايش داشته باشند LI افزايش مي يابد(بايد توجه نمود كه Sift to Left در استفاده روتين به عنوان وجود سلولهاي غير بالغ رده ميلوئيدي كه شامل باند، متاميلوسيت و ...در خون محيطي مي باشد كه معمولا در جريان عفونتها ديده مي شود و با Shit to left مورد نظر در دستگاه H1 متفاوت است).
اخطارها(Merphology Flags):
دستگاه H1 قادر است كه تغييرات گلبول قرمز را از نظر اندازه و ميزان هموگلوبين و اختلالات گلبول هاي سفيد را از نظر انحراف به چپ و يا وجود سلولهاي بلاست و آتي پيك در به شكل Flag مشخص نمايد در حالت طبيعي و بدون هيچ تغيير مورفولوژي اين Flag به شكل چهار صفر در كنار هم (oooo) نمايش داده مي شوند.
RBC Flag:
همان طور كه گفته شد در حالت طبيعي به شكل چهار صفر مشخص مي شود كه بيانگر نرموسيتيك و نرموكروميك بودن گلبولهاي قرمز است. در صورت تغييرات در اندازه و ميزان هموگلوبين گلبول قرمز براساس شدت تغيير صفرها تغيير خواهند كرد.
به ترتيب از سمت چپ صفر اول در صورت آنيزوسيتوز تغيير خواهد كرد، كه ميزان اين آنيزوسيتوز كه از روي RDW محاسبه مي شوند. عدد دوم از سمت چپ براساس تغيير MCV خواهد بود. كه در صورتيكه بيشتر از 5/2% گلبولهاي قرمز داراي حجم كمتر از 60 fl يا بيشتر از 120 fl داشته باشند صفر دوم تغيير خواهد كرد. صفر سوم از سمت چپ در صورت آنيزوكرومي تغيير خواهد كرد كه از شدت آن از روي تغييرات HDW مشخص مي شود و صفر چهارم از سمت چپ تغييرات آن بيانگر هيپوكرومازي پاهيپروكرومازي است كه از روي مقدار پارامتر CHCM كه دستگاه مستقيما در كانال RBC محاسبه مي كند بدست مي آيد. گلبولهاي قرمزي كه ميزان CHCM كمتر از g/dl 28 دارند به عنوان هيپوكروم و گلبولهاي قرمزي كه ميزان CHCM آنها بيشتر از g/dl 41 است به عنوان هيپركرم تشخيص داده مي شوند.
WBC Flag:
به ترتيب از سمت چپ تغيير صفراول بيانگرto Left Shift، تغيير صفر دوم بيانگر وجود لنفوسيت آتي پيك، تغيير صفر سوم بيانگر وجود بلاست و تغيير صفر چهارم بيانگر وجود ساير موارد يا Other مانندNRBC يا هاول ژولي مي باشد كه مي تواند ايجاد اخطار نمايد.
در گزارش ها ۲ مورد تحت عنوان OTHER وجود داردمورد اول مربوط به وجود گلبولهای قرمز هسته دار است که اگر در جلوی آن N تایپ شده باشد بیانگر وجود این سلولها است که البته در صورت وجود لنفوسیتهای کوچک این سلولها باNRBC اشتباه میشوند و OTHER دوم بیانگر وجود سایر اشکال غیر طبیعی مثل گرانولوسیتهای نابالغ IG میباشد.
موضوعات مرتبط: تجهیزات آزمایشگاه [ دوشنبه ششم تیر 1390 ] [ 18:6 ] [ فريبا مزروعي ]
اتوآنالایزر، ترکیبهای شیمیایی خون را اندازه گرفته و روی نمودار، نمایش میدهد. این کار به وسیله مخلوط کردن، واکنش معرف و اندازه گیری رنگ سنجی در حضور جریان مداوم انجام میشود. اساس سنجشهای این دستگاه اسپکتروفتومتری است بدین ترتیب که پس از جداسازی سرم خون، معرف مورد نظر (برای سنجش هر ترکیبی که باید سنجش شود بطور مثال قند خون)به سرم اضافه میشود و ترکیب نهایی به رنگ خاص درمی اید با توجه به قانون بییر مبنی جذب انتخابی نور توسط مواد مختلف، نوری با رنگ مکمل رنگ ترکیب نهایی را از آن عبور داده و میزان جذب نور را اندازه گیری میکند سپس آن را با میزان جذب نور استاندارد مقایسه و به نسبت آن مقدار ترکیب مورد نظر را با عدد اعلام می کند. تقسيم بندي اتوآنالايزرهاي بيوشيمي براساس روش قرائت تست هاBatch Analyzer در اين اتوآنالايزر قرائت به صورت تست به تست انجام شده و نتايج نيز به همين صورت نشان داده مي شود. سرعت قرائت تست ها در اين نوع آنالايزرها بين 40 الي 80 تست در ساعت است. Multibatch Analyzer در اين اتوآنالايزرها قرائت
در حالت عادي به صورت تست به تست انجام مي شود، ولي امكان تعريف اجراي چند
تست مختلف براي يك نمونه و به صورت متوالي نيز وجود دارد كه در اين صورت
بايد از قسمت اورژانس يا برنامه Stat دستگاه استفاده کرد. همچنين در اين
اتوآنالايزرها دستيابي به نتايج به هردو صورت يعني تست به تست يا بيمار به
بيمار امكان پذير است. در اين اتوآنالايزرها مي توان در هر زمان و براي نمونه، تست مورد نظر را انتخاب و اجرا كرد. حال آنكه رعايت هيچ گونه ترتيبي اجباري نيست. سرعت اين اتوآنالايزرها بين 100 الي 600 تست در ساعت است. وش هاي اندازه گيري روش فتومتري براي اندازه گيري به روش فتومتري به يك منبع نور، وسيله جدا كننده طيف مورد نظر و يك آشكار ساز نياز است. فتومتري انعكاسي دراين روش نور منعكس شده اندازه
گيري مي شود اجزاي اين سيستم همانند اجزاي سيستم فتومتري است و معمولا در
اتوآنالايزرهايي كه از معرف هاي (Reagents) خشك استفاده مي كنند، به
كار مي رود. فلوروسنس، ساطع شدن پرتوهاي الكترومغناطيسي حاصل از ماده اي
است كه توسط يك منبع تشعشعي ديگر تحريك شده است. شدت نور ساطع شده
(فلورسنت) رابطه مستقيم با غلظت ماده تحريك شده دارد. در اتوماسيون و روش هاي سنجش ايمني كاربرد زيادي دارد. حساسيت آن هزار برابر بيشتر از روش هاي اسپكتروفتومتري است، اما تداخل زمينه اي ناشي از فلورسنس سرم مي تواند مشكل ساز باشد. هر چند اين مشكل را مي توان با انتخاب فيلترهاي مناسب براي جداسازي طيف مورد نظر و نيز با انتخاب رنگ فلورسنتي كه طيف تشعشعي آن از طيف مواد تداخلي متفاوت باشد، حل كرد. كدورت سنجي يا نفلومتري براي اندازه گيري كمي و كيفي رسوب حاصل از واكنش آنتي ژن آنتي بادي به كار مي رود. ISE تعداد زيادي از روش هاي الكتروشيميايي در اتوآنالايزرها به كار مي روند. كه رايج ترين آنها الكتروديون انتخابي يا (ISE) Electrode Selective Ion است. قسمتهای دستگاه: قسمتهای مختلف این سیستم را که در تمام دستگاه مشترک است به قرار زیر است :
نگهداری : نگهداری اتوآنالایز، شامل تنظیم کالیبراسیون مداوم است. بیشتر مشکلات، مکانیکی (لولهها، قسمتهای پمپ متحرک) و الکتریکی (موتورها و سوئیچها) است. ایرادهای الکتریکی اندک است. سرویس و تعمیر این پیچیده و مستلزم گذراندن دورههای تعمیر و نگهداری است.
موضوعات مرتبط: تجهیزات آزمایشگاه [ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 22:42 ] [ فريبا مزروعي ]
پانل کلسترول شامل 4 تست میباشد که انجام آن در افراد بالای 20 سال به
صورت هر 5 سال 1 بار به منظور اطلاع از وضعیت سلامت و جلوگیری از ابتلا به
بیماری های قلبی عروقی لازم می باشد. تستهای این پانل شامل :
1- کلسترول ( Cholestrol ): میزان کلسترول کلی بدن می باشد و افزایش آن در ارتباط با بروز بیماری های قلبی عروقی می باشد. 2- HDL-c : کلسترول خوب و یا همان کلسترول با دانسیته بالا می باشد حاوی کلسترول، فسفولیپید و آپوپروتئین A, C و کمی E می باشد. این لیپوپروتئین وظیفه حمل کلسترول را از بافتها به کبد به عهده دارد و به آن فاکتور ضد حمله قبلی ( Anti arthrogenic factor ) میگویند. 3- LDL-c :کلسترول بد یا کلسترول با دانسیته پایین میباشد، این لیپوپروتئین فاکتور ابتلا به آرترواسکلروز ( Arthrogenic factor ) می باشد و افزایش آن منجر به ایجاد پلاک در عروق و انسداد عروق می باشد. 4- تریگلیسرید : یکی دیگر از انواع چربیهای بدن که تقریبا در راستای افزایش کالری مصرفی بدن افزایش میبابد. مقادیر مرجع : کلسترول: زیر 200 mg/dl مطلوب 200-239 mg/dl مشکوک بالای 240 mg/dl خطر LDL-c زیر 70 mg/dl مناسب برای افراد با ریسک بالای خطر بیماری قلبی زیر 100 mg/dl مناسب برای افراد با ریسک بیماری قلبی 100-139 mg/dl نزدیک به مناسب 139-159 mg/dl تقریبا بالا 160-189 mg/dl بالا بالای 190 mg/dl بسیار بالا HDL-c زیر 40 mg/dl (مردان ) ضعیف زیر 50 mg/dl ( زنان ) ضعیف 50-59 mg/dl خوب بالای 60 mg/dl عالی تریگلیسیرید زیر 150 mg/dl مطلوب 150-199 mg/dl حد وسط 200-499 mg/dl بالا بالای 500 mg/dl بسیار بالا در زنان به دلیل وجود هورمون استروژن سطح HDL بالاتر می باشد.
موضوعات مرتبط: تستهای آزمایشگاهی [ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 21:39 ] [ فريبا مزروعي ]
معيارهاي تشخيص ديابت - چنانچه گلوكز پلاسما در حالت ناشتا (FPG) مساوي يا بالاتر از mg/dl 126 باشد فرد دیابتی است. در غياب علائم صريح هيپرگليسمي (پلي اوري، پلي ديپسي، پلي فاژي و كاهش وزن)، اين يافته بايد با تكرار تست در روز ديگر تاييد گردد. - چنانچه علائم هيپرگليسمي موجود باشند و به علاوه گلوكز پلاسما در نمونه تصادفي مساوي يا بيشتر از mg/dl 200 باشد فرد دیابتی است. - میزان گلوكز 2 ساعته پلاسما مساوي يا بيشتر از mg/dl 200كه پس از خوردن 75 گرم پودر گلوكز حل شده در آب در خلال انجام تست OGTT تعيين شده باشد. - ميزان HbA1C برابر يا بيش از 5/6 درصد. چنانچه ميزان FPG يك بيمار بين 100 - 125 mg/dl باشد اين شخص داراي اختلال در گلوكز ناشتا (IFG) بوده و به عنوان پره ديابتيك در نظر گرفته مي شود كه بسيار مستعد ورود به فاز ديابتيك مي باشد. چنانچه ميزان گلوكز پلاسماي شخص، دو ساعت پس از مصرف غذا (در آزمايش 2hPP) بين mg/dl 199- 140 باشد، اين شخص داراي اختلال در تحمل گلوكز (IGT) ناميده مي شود كه باز هم يك وضعيت پره ديابتيك به شمار رفته و بسيار مستعد ورود به فاز ديابتيك مي باشد. رفرانس: کتاب آزمایش های کاربردی در مامایی. تالیف: مراد رستمی- معصومه جرفی- محمد علی محمدی منبع: www.labworld.ir موضوعات مرتبط: بیوشیمی [ شنبه چهاردهم خرداد 1390 ] [ 10:23 ] [ فريبا مزروعي ]
خطاي هنگام انجام آزمايش براي كنترل خطاي هنگام انجام آزمايش بايد مجموعه عملكرد كاركنان فني، معرفها و كيتها و نيز تجهيزات(T.I.R)[1] قابل قبول باشد. در روند كنترل كيفي داخلي سه شاخص تعريف ميشود:
= ميانگين n = تعداد خواندهها xi = هر تك خوانده
برقراري سيستم كنترل كيفي داخلي همان طور كه اشارهشد، براي كنترل خطاي هنگام انجام آزمايش بايد از كاركنان مجرب و تعليم ديده و از مواد و معرفهـاي با كيفيت مناسب استفادهشود. گام دوم در راه برقـراري كنترل كيفي داخلي، ارزيـابي منظم ابـزار آزمـايشگاهي است. بعد از اطمينان از عملكرد منـاسب ابـزار، ميتـوان نسبت به برقراري برنامة آماري كنترل كيفي اقدام نمود.
به لحاظ حفظ پايداري شرايط كنترل كيفي، نمونههاي كنترلي بايد براي مصرف حداقل 6 ماه خريداري شود.
براي ترسيم نمودار كنترل كيفي در 20 نوبت كاري (Run)، نمونـة كنترلي در دو غلظت مختلف (طبيعي و غير طبيعي) مـورد آزمايش قـرار ميگيرد. در صورتيكه انجام آزمايش در 20 روز ممكن نباشد، ميتوان اين تعداد خوانده را از انجام 4 بار آزمايش در 5 روز كاري به دست آورد. سپس از اعـداد بهدست آمـده، ميانگين، انحراف معيار و ضـريب انحراف محاسبه ميشـود. درصـورتي كه نتايج عـدم دقت بـرحسب CV% در محدودة قابل قبول (جدول شمارة 1) قرار داشت، نمودار كنترلي ترسيم ميشود. در غير اين صورت بايد دلايل ايجاد عدم دقت (كه در قسمت تفسير توضيح داده ميشود) بررسي و دوباره آزمايش انجام شود.
ترسيم نمودار كنترلي تقسيم بندي روي محور افقي و عمودي با استفاده از كاغذ شطرنجي صورت ميگيرد، به طوريكه غلظت مادة مورد نظر روي محور عمودي و روز انجام آزمايش روي محور افقي قرار داده ميشود. ميانگين به طور افقي در وسط نمودار و 3 خط در بالا و پايين ميانگين هر يك با فاصلة يك SD رسم ميشوند؛ سپس با هر نوبت آزمايش يك نمونة كنترلي، بررسي و نتيجه روي نمودار ثبت ميگردد. مثال: براي ترسيم نمودار دقت، گلوكز نمونة خون در 5 روز كاري و هر روز 4 بار آزمايششده كه نتايج به شرح زير است:
براساس اعداد به دستآمده SD، و CV محاسبه ميگردد. 5/1%=CV 8/1=SD mg/dl120= از آن جايي كه CV قابل قبول است، نمودار كنترلي ترسيم ميگردد: +3 SD ......................................................................................................... 4/125 +2 SD ......................................................................................................... 6/123 +1 SD ......................................................................................................... 8/121 .................................................................................................... 120 -1 SD .......................................................................................................... 2/118 -2 SD .......................................................................................................... 4/116 -3 SD .......................................................................................................... 6/114 در هر نوبت آزمايش يك نمونة كنترلي نيز گنجانده شده و نتايج حاصل روي نمودار ثبت ميگردد. تفسير در صورت تحت كنترل بودن آزمايش، تمام نتايج حاصل در حول محور ميانگين قرار ميگيرد. وقوع هر يك از پيشآمدهاي زير نشاندهندة بروز خطا در روش انجام آزمايش، دستگاه و يا معرفها است:
در صورت بروز خطا چه بايد كرد؟ ابتدا نمونة كنترلي جـديـدي را مـورد آزمايش قرار دهيد. در صورت قرائت نامناسب با توجه به نوع خطاي ايجاد شده نسبت به شناسايي و رفع عامل به شرح زير اقدام نماييد: – پراكندگي نتايج خيلي زياد است (خطاي تصادفي):
– اگر نتايج سير صعودي و يا نزولي و يا به طور ثابت بالا يا پايين ميانگين قـرائت ميشونـد (خطاي سيستمـاتيك):
بررسي صحت آزمايشها ممكناست آزمايشها از دقت كافي برخوردار باشند، ولي صحت نداشته باشند. بررسي صحت با استفاده از سرمهاي كنترلي صحت كه در آن ارزش مواد به روش مرجع تعيين شده است، صورت ميگيرد. استفاده از اين مواد به طور مـاهانه توصيه ميشـود. روش ديگر بررسي صحت استفاده از نتـايج كنترل كيفي خارجي است. اگر خطاي صحت از ابتداي ترسيم نمودار دقت وجود داشته باشد، با استفاده از نمودار دقت قابل تشخيص نيست، ولي اگر بعد از تـرسيم نمودار دقت ايجاد شـده باشد، قابل تشخيص است. خطاي صحت روي نمودار به صورت افـزايش يا كاهش ثابت نتيجة كنترلي مشاهده ميشود.
3. خطاي بعد از انجام آزمايش در زمان ثبت نتايج در برگة گزارش نهايت دقت را به عمل آوريد.
نكتههاي قابل توجه
موضوعات مرتبط: بیوشیمی [ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 18:4 ] [ فريبا مزروعي ]
آزمونهاي عملكرد تيروئيد قبل و پس از تعويض خون در نوزادان: به علت اهميت تشخيص و درمان به موقع در پيشگيري از عوارض اين بيماري در بسياري از مراكز بهداشتي جهان، كليه نوزادان در آغاز تولد براي تشخيص اين بيماري بررسي ميگردند. در ايران متأسفانه هنوز اين كار متداول نميباشد. براي تفسير آزمونهاي عملكرد تيروئيد در نوزادان بايد عوامل مختلفي مانند سن آبستني، سن نوزاد و وزن نوزاد بعد از تولد و بيماري نوزاد در نظر گرفته شود. هنگام تولد، ترشح TSH به طور ناگهاني به علت استرس، سرما و بستن بند ناف افزايش مييابد (TSH surge)، به طوري كه نيم ساعت پس از تولد غلظت آن به units/ml 70 ميرسد. غلظت TSH به تدريج كاهش مييابد و دو روز پس از تولد به كمتر از units/ml 10 ميرسد. به دنبال TSH surge هورمون T3 در حدود 4 ساعت پس از تولد به حدود 300 نانوگرم در دسي ليتر افزايش مييابد. بيشترين قسمت T3 به T4 حاصل ميگردد. با توجه به تغييرات فوق، بهترين زمان غربالگري پس از روز دوم ميباشد. در نوزادان نارس، T3 و T4 كمتر و TSH surge نيز كمتر ميباشد و به دنبال آن افزايش T3 و T4 آهستهتر صورت ميگيرد. بنابراين براي تفسير آزمونهاي تيروئيد در يك نوزاد از زمان انجام آزمايش و وزن نوزاد و سن حاملگي آن بايد اطلاع داشته باشيم. سؤالي كه مطرح ميشود اين است كه آيا تعويض خون هم ميتواند در نتايج آزمونهاي عملكرد تيروئيد تأثيرگذار باشد؟ مورادي وجود دارد كه به علت ناسازگاريهاي خوني (ABO يا RH)، كمبود آنزيم گلوكز-6-فسفات دهيدروژناز (G6PD) يا به علل نامعلوم، بيليروبين به حدي ميرسد كه تعويض خون در نوزاد انجام ميشود و در روزهاي آينده براي غربالگري روتين يا به علت علائم مشكوك به هيپوتيروئيدي نياز به بررسي عملكرد غده تيروئيد ميباشيم. تاكنون در مورد تأثير تعويض خون بر نتايج آزمونهاي عملكرد تيروئيد، مطالعات بسيار محدودي انجام شده است. در يك مطالعه عملكرد تيروئيد در نوزاداني كه به علت زردي همولتيك تعويض خون شدهاند مورد بررسي قرار گرفته و نشان داده شده است كه در حين تعويض خون و بلافاصله پس از آن به صورت مشخص هورمونهاي تيروئيد كاهش يافته است ولي در اين تحقيق پيگيري بيشتر نشده است كه در چه زماني هورمونهاي تيروئيد به حد طبيعي باز ميگردند. با توجه به اهميت تشخيص كم كاري غده تيروئيد در نوزادان و با توجه به اينكه در مورد تأثير تعويض خون بر عملكرد غده تيروئيد مطالعة جامعي انجام نشده است، در اين مطالعه عملكرد تيروئيد در نوزادان قبل و بعد از تعويض خون و هفت روز پس از تعويض خون (با توجه به مطالعات قبلي براي ارزيابي زمان طبيعي شدن آزمونهاي عملكرد تيروئيد نوزاد، فاصله يك هفته مناسب است) مورد بررسي قرار گرفت. نتايج: نتايج اين تحقيق مشخص نمود كه T4 و TSH بعد از تعويض خون بطور مشخص كاهش پيدا ميكند ولي پس از هفت روز به اندازه قبل از تعويض خون ميرسد ولي در مورد T3 نه تنها تغييري در اندازة آن پس از تعويض خون ايجاد نميشود بلكه T3 هفت روز بعد، بالاتر از T3 قبل از تعويض خون ميباشد. برگرفته از وبسایت دکتر ایرج حق شناس
موضوعات مرتبط: بیوشیمی [ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 1:7 ] [ فريبا مزروعي ]
وشهای الکتروفورز در بیولوژی مولکولی: پس ا ز استخراج مادة ژنتیک، مرحله بعدی تفکیک آن به قطعات تشکیل دهنده و شناسایی هر قطعه می باشد. همچنین در هنگام بررسی پروتئینهای سلولی نیز نیاز به تفکیک انواع پروتئینها از هم می باشد. به سبب اینکه ماکرومولکولهای زیستی باردار هستند می توان با قرار دادن آنها در یک میدان الکتریکی ، آنها را بر اساس خواص فیزیکی مانند شکل فضایی ، وزن مولکولی و بار الکتریکی ، تفکیک کرد. برای این منظور از روشی بنام الکتروفورز استفاده می شود . روشهای مختلف الکتروفورزی برای تفکیک و مطالعه بیومولکول ها اعم از اسید های نوکلئیک یا پروتئین ها ابداع شده است که در زیر به معرفی انواع متداول آن می پردازیم... 1)الکتروفورز ژل : از یک محیط نیمه جامد (ژل ) بعنوان فاز ثابت استفاده میشود. این نوع الکتروفورز برحسب نوع ژل به کار گرفته شده به دو نوع الکتروفورز ژل پلی اکریل آمید ( PAGE) و الکتروفورز ژل آگارز تقسیم می شود. الکتروفورز PAGE دارای قدرت تفکیک بسیار بالائی بوده و برای تفکیک پروتئین ها و اسید های نوکلئیک به کار گرفته می شود. به منظور بررسی پروتئین ها با استفاده از PAGE ، به سبب اینکه پروتئینها دارای بار مختلف هستند، معمولاً برای اینکه تفکیک فقط براساس وزن مولکولی انجام شود به بافر ماده شیمیائی SDS (سدیم دو دسیل سولفات ) اضافه می شود. SDS مولکول بزرگی با بار منفی می باشد. این ماده باعث واسرشت شدن پروتئینها شده و به آنها متصل می شود. به ازای هر دو اسید آمینه، یک مولکول SDS به پروتئین متصل می شود که باعث القاء بارمنفی متناسب با وزن مولکولی به پروتئین می شود. هر چه غلظت پلی اکریل آمید بیشتر باشد قدرت تفکیک ژل بیشتر خواهد بود و مولکول های دارای وزن مولکولی نزدیک به هم را بهتر تفکیک می نماید . برای تفکیک اسیدهای نوکلئیک در صورت امکان از ژل آگارز استفاده می شود. تهیه ژل مزبور به مراتب سریعتر و اسانتر از ژل پلی اکریل آمید بوده و هزینه کمتری را در بر می گیرد. معمولا برای تفکیک قطعات بزرگ DNA (بزرگتر از 500 جفت باز) در صورتیکه هدف صرفا بررسی کیفی و تفکیک باشد استفاده از ژل آگارز انتخاب اول است. برای تفکیک قطعات کوچک DNA دو رشته ای و قطعات DNA تک رشته ای از ژل پلی اکریل آمید استفاده می شود. قدرت تفکیک ژل های مزبور ارتباط مستقیمی با غلظت آنها دارد. برای مثال، برای تفکیک قطعاتی به اندازه 100 جفت باز از آگاروز 3% و برای قطعات حدود 2000 جفت باز از آگارز 8/. درصد استفاده می شود و يا براي قطعات حدود 300 جفت باز از آگارز 1% استفاده ميشود. در صورتیکه نیاز به تفکیک DNA به صورت تک رشته ای باشد، از مواد واسرشت کننده نظیر اوره، فرمالدهید یا فرمامید در ژل همزمان با الکتروفورز استفاده می شود. به این نوع ژلها، ژل واسرشت کننده می گویند. چنین ژل هائی پیچ و تابهای اسید های نوکلئیک را از هم باز کرده و بنابراین تفکیک مولکول ها فقط براساس طول و نه ساختار دوم انجام می شود. در این ژل ها مولکولهای کوچکتر در مقایسه با مولکول های بزرگتر سریعتر حرکت کرده و مسافت بیشتری را طی می کنند. از روش PAGE برای بررسی موتاسیون ها و تعیین توالی DNA استفاده می شود. ۳)الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار: چنانچه اشاره شد، هر چه غلظت ژل کمتر باشد با آن می توان مولکولهای بزرگتری را بوسیلة الکتروفورز ، تفکیک کرد. ولی در این رقت محدودیت وجود دارد. برای این منظور از روشهای الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار استفاده می شودکه دارای انواع مختلفی است: آ)الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار تک جهتی (UPFGE ): یکی از ساده ترین روشهای الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار، روش UPFGE می باشد. برای این روش از یک دستگاه ژل الکتروفورز افقی معمولی استفاده می شود. در UPFGE ، میدان الکتریکی در فواصل زمانی معین قطع شده و دوباره برقرار می شود. هنگامی که میدان برقرار است مولکول DNA بصورت گسترده در آمده و در جهت میدان حرکت می کند. با قطع شدن جریان الکتریکی، حرکت DNA متوقف شده و DNA فرصت می یابد تا به حالت هیئت فضایی خاص خود در آید ولی با برقراری مجدد جریان حرکت مولکول آغاز می شود. در زمانی که میدان الکتریکی برقرار نیست همة مولکولها فرصت نمی کنند بطور کامل به شکل فضایی خود در آیند هر چه مولکول کوچکتر باشد سریعتر می تواند به شکل فضایی خود در آید و از آن خارج شود. براین اساس می توان مولکولهای نسبتاً بزرگ را از هم تفکیک کرد. با استفاده UPFGE می توان مولکولهایی تا اندازه 400 کیلو جفت باز را از هم تفکیک کرد. از این روش الکتروفورزی در انالیز ژن های بزرک نظیر ژن کد کننده پروتئین دیستروفین که در پیدایش بیماری دیستروفی عضلانی نقش دارد، استفاده می شود. ب)الکتروفورز در میدان الکتریکی معکوس (FIGE) : در روش FIGE، جهت میدان الکتریکی در فواصل زمانی معین ، معکوس می شود در این روش برای تفکیک مولکولهای کوچک از دامنه های زمانی کم استفاده می شود یعنی میدان الکتریکی بطور متناوب به مدت .5/. ثانیه در جهت مستقیم و به مدت 25/. ثانیه در جهت مخالف برقرار می شود. در مورد مولکولهای بزرگتر از زمانهای بیشتر ، 3 ثانیه به جلوو 1 ثانیه در جهت مخالف استفاده می شود. با این روش می توان مولکولهایی تا اندازه 800 کیلو جفت باز را از هم تفکیک کرد. ج)ژل اکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار (PFGE:( PFGE یکی از متداولترین روشهای الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار است. در این روش از دو میدان الکتریکی که نسبت بهم بصورت عمود قرار گرفته اند، در فواصل زمانی معین بطور متناوب استفاده می شود. یکی از این میدانها در جهت بالا به پائین و دیگری در جهت چپ به راست قرار دارد. مولکولهایDNA پس از آنکه تحت تأثیر میدان اول حرکت کردند در اثر میدان دوم 90 درجه تغییر جهت داده و حرکت می کنند. در اثر این روش مولکولهای DNA با یک حرکت چرخشی خود، در طول ژل بصورت زیگ زاگ حرکت می کنند. در روش PFGE می توان مولکولهای بسیار بزرگی در اندازه بین 20 هزار تا 2 میلیون جفت باز را از از هم تفکیک کرد.
موضوعات مرتبط: ژنتیک و بیوتکنولوژی [ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 0:54 ] [ فريبا مزروعي ]
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||